بسترهای فرهنگی-اجتماعی گرایش به افراط‌‌گرایی در تاجیکستان

افراط‌گرایی دینی در چارچوب سلفیت و وهابیت رشد چشمگیری در منطقه آسیای مرکزی داشته است و باعث شده تا بسیاری از جوانان این منطقه مخصوصا تاجیکستان به گروه‌های مسلح تکفیری بپیوندند. هویت بومی اسلام سنتی این منطقه یعنی مذهب سنی حنفی و گرایش‌های صوفی، خوانش‌های ایرانی-اسلامی هستند‌ که تمایل به ایران دارند و مانعی در برابر افراط‌گرایی دینی هستند. اما در دوران حکومت شوروی با سرکوب‌های دینی، جایگاه اسلامی سنتی در منطقه آسیای مرکزی و تاجیکستان تضعیف شد و در خلا آن افراط‌گرایی وهابی و سلفی مخصوصا به وسیله اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اشاعه یافت.

مقدمه

امروزه افراط‌گرایی یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی است که جهان را درگیر خود کرده است، به ویژه افراط‌گرایی دینی که برداشتی بسیار تند، خشن و ستیزه‌جویانه از دین و اعمال آن می‌باشد و باعث بدنام شدن و ضربه به شاخه‌های اصلی دین می‌شود. امروزه افراط‌گرایی دینی به خصوص شاخه‌های سلفی و وهابی به‌سرعت در جهان اسلام با حمایت‌های مادی و معنوی برخی دولت‌های نفت‌خیز منطقه در حال گسترش می‌باشد. حوزه آسیای مرکزی و تاجیکستان نیز به‌عنوان بخشی از جهان اسلام از این قاعده مستثنی و مبرا نیست. در سال‌های اخیر خیل عظیمی از جوانان منطقه به گرایش‌های افراطی و عضویت در گروه‌های تروریستی رو آوردند و بخشی از سربازگیری گروه‌های تندرو وهابی از این منطقه بوده است. گسترش افراط‌گرایی دلیل‌ها و عوامل گوناگونی دارد که در این گفتار به دنبال ریشه‌یابی چرایی گسترش و رشد افراط گرایی دینی در تاجیکستان هستیم.

تکامل هویت دینی در آسیای مرکزی

آسیای‌میانه پس از فتح قتیبه ابن مسلم ناحیه فرارود یا ماورالنهر( شامل ازبکستان و تاجیکستان کنونی) عملا به دنیای اسلام وارد شد و از آن زمان تا کنون بخشی از جهان اسلام است. مردم این ناحیه به دلیل داشتن تمدن و دانش بالا پس از مدتی اندک، بسیار در دین و معارف و علوم دینی رشد کرده و حتی از اعراب هم بالاتر رفته، سرآمد ملت‌های اسلامی شدند. و خود پیامبر اسلام (ص) به در حدیث مردان فارسی به این نکته اشاره کردند که: (“لو کان العلم معلقا بالثریا لتناوله رجال من ابناء الفارس”) یعنی اگر علم در ثریا باشد، مردانی از فرزندان فارس به آن دست پیدا خواهند کرد، که اشاره به ناحیه ایران و آسیای مرکزی کنونی که آن زمان فارس‌نشین بود داشت.

نمونه بارز این سخن را در این می بینیم که چندی از بزرگترین امامان و محدثان و فقیهان اسلامی از منطقه آسیای مرکزی بودند مانند امام ابوحنیفه موسس بزرگ‌ترین مذهب اسلامی یعنی سنی حنفی که امروزه نیمی از مسلمانان دنیا و حدود ۹۷ درصد مسلمانان آسیای مرکزی حنفی مذهب می‌باشند. امام ابوحنیفه زاده کوفه در عراق به روایتی اهل نسا در ترکمنستان کنونی و یا اهل پروان در افغانستان کنونی بود. نمونه دیگر امام بخاری نویسنده معتبرترین کتاب صحیح احادیث اهل سنت یعنی صحیح البخاری که اهل شهر بخارا بود. یا امام ترمذی نویسنده صحیح الترمذی، ابوحفص سغدی شیخ الاسلام دربار سامانی، امام ابومنصور ماتریدی سمرقندی و… هستند. همچنین فرمانروایان این منطقه همواره به دین و دین‌داری توجه خاصی داشته و از دوران طاهریان و سامانیان که حکومت‌های زیر نظر خلافت اسلامی بوده تا دوران پیش از شوروی یعنی زمان امارت بخارا و امارت خوارزم دین همیشه نقش بسیار پررنگ در حکومت‌داری و سیاست این منطقه داشته است. علاوه بر این موارد، متمدن بودن مردمان تاجیک باعث این بوده که ساکنین این ناحیه ذاتا دین‌دار و مذهبی باشند.

این پیشینه‌ها سبب شد تا مردم تاجیک بیشتر از آن که دارای هویت ملی باشند، هویتی بر پایه مذهب داشته باشند و کمتر به مسائل ملی و وطنی بپردازند (بر خلاف اکثر همسایگان ترک‌تبار و حتی ایرانی‌تبار مانند پشتون‌ها) و این سبب کمرنگ شدن روحیه ملی و تشکیل نشدن دولت ملی تاجیک‌ها برای بیش از ۱۰۰۰ سال شد، زیرا همواره با ارجیحت دادن مسائل مذهبی بر هویت ملی، داشتن یک دولت تاجیکی/فارسی را فاقد اهمیت بدانند. این روند با ظلم حکومت‌های ترک‌تبار مانند شیبانیان، قره‌خانیان، منغیت‌ها و… بر مردمان این خطه ادامه داشت که این خشم نهانی را درون این مردم پدیدار کرد که این خشم هیجانی و عصبیت در ترکیب با دین‌داری این مردم زمینه‌های حرکت‌های بزرگی را در تاریخ این ناحیه سبب شد. برای نمونه حرکت باسما‌چی ها که قیام و مبارزه مسلحانه مردم علیه استعمارگران روس در این منطقه بود. مردم تا دوران حکومت‌های ترک‌تبار به جز اندک مواردی دست به حرکت‌های مسلحانه نزدند زیرا که حکومت‌ها خود مسلمان بودند. ولی هنگامی که روس‌ها به عنوان غیر مسلمانان وارد این منطقه شدند، این خشم و کینه فوران کرد و باعث تشکیل جنبش باسما‌چی شد که موفقیت‌هایی را نیز در بر داشت ولی در آخر شکست خورد و نام و دستاوردهای آن به دست گروه‌های ترک‌تبار تصاحب شد.

استبداد ضددینی دوره شوروی و تکامل اسلام‌گرایی

در دوره اتحاد جماهیر شوروی بنا بر ملاحظات ایدئولوژیک و نیز ژئوپلیتیکی سرکوب شدیدی علیه مسلمانا انجام گرفت و اقدامات گوناگونی صورت گرفت تا هویت و پیشینه اسلامی این مردم از بین برود. برای مثال بستن همه مدارس اسلامی به جز چند مدرسه در بخارا مانند مدرسه میرعرب؛ یا کوچاندن مردمان کوهستان مانند مردم کوهستان غرم و اهالی کوهستان مستچاه (که نسبتا مذهبی‌تر بوده و عوامل اصلی شورش‌ها بودند) به مناطق دشتی و تبعید به سایر نقاط شوروی مانند سیبری ،خلع عناوین اسلامی مانند داملا(روحانی)، آخوند، پیر، قاضی و ایشان(سید)، بر هم زدن نظام قضایی اسلامی و از همه مهم‌تر، تغییر خط از الفبای فارسی-عربی نخست به الفبای لاتین و سپس به الفبای سیریلی-روسی.

همه این عوامل سبب کم‌رنگ شدن هویت اسلامی به صورت کلی در میان مردم شد اما بنیان اسلامی مردم همچون آتشی زیر خاکستر که می‌توانست با بادی دوباره و از سر نو روشن شود، باقی ماند. نمونه این اتفاق را می‌توان به تشکیل جریان نهضت اسلامی تاجیکستان به دست شهید سیدعبدالله نوری در سال ۱۹۷۴ میلاد اشاره کرد. حرکت‌هایی مانند نهضت اسلامی تاجیکستان بیشتر به اسلام معتدل حنفی  گرایش داشت و به علاوه تمرکز بر هویت اسلامی با تاکید بر هویت ملی تاجیکان شکل گرفت. تمرکز این گروه بیشتر بر تبلیغ مفاهیم و معارف اسلامی و آموزش آن به مردم بود که در آغاز جنبش مسلحانه‌ای نبود و همچنین امکان تشکیل جنبش مسلحانه نیز وجود نداشت. اما اتحاد جماهیر شوروی با قدرت به اسلام‌ستیزی و پایمال کردن هویت اسلامی مردم ادامه می‌ داد. این روند تا دوران اصلاحات پرسترویکا در دوران رهبری میخائیل گورباچف در سال ۱۹۸۵ ادامه داشت. پس از پسترویکا فضای فرهنگی و سیاسی کمتر باز شد و گروه‌های گوناگونی با جریان‌های فکری متفاوت آغاز به رشد و تبلیغ عقاید خود کردند. سرآمد این گروه‌ها حزب نهضت اسلامی تاجیکستان بود که در سال ۱۹۹۰ به صورت غیررسمی و در سال ۱۹۹۱ به صورت یک حزب رسمی تاسیس یافت. همچنان گروه‌های دیگر مانند حزب‌التحریر و حرکت‌های دیگر نیز در این منطقه پای خود را باز کردند.

اتفاق مهمی که در این بین رخ داد، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تقسیم آن به چندین کشور بود که یکی از این کشورها شامل تاجیکستان می‌شد. فروپاشی شوروی مانند شوک بزرگی بود که به بدنه جامعه وارد شد و جامعه هنوز آماده پذیرش چنین تغییر بزرگی نبود. به همین دلیل مردم در یک سرگردانی وارد شده و گروه‌های گوناگونی تقسیم شدند. عده‌ای نگرش به سوی غرب و جریان لیبرالیسم پیدا کرده، گروهی همچنان وفادار به آرمان‌های شوروی باقی ماند و گروهی نیز رو به جریان‌های دینی و اسلامی‌ آوردند و این چند دستگی در سال‌های بعدی سبب جنگی خونین در تاجیکستان شد.

میراث کمونیسم و بسترسازی برای افراط‌گرایی

در سال ۱۹۹۲ و هنگامه ریاست جمهوری رحمان نبی‌اف رئیس‌جمهور پیشین تاجیکستان اختلافات میان گروه‌های گوناگون در تاجیکستان باعث آغاز جنگ داخلی در تاجیکستان شد که تا سال ۱۹۹۷ به درازا کشید و باعث ویرانی این کشور و نابودی زیرساخت‌های آن شد؛ همچنین عواقب بعدی این فاجعه مانند کشته شدن بیش از ۲۰۰ هزار نفر و آوارگی نزدیک به یک میلیون نفر چه در داخل و چه به خارج از کشور تشکیل دهنده بخشی از ریشه‌های گسترش افراط‌گرایی در تاجیکستان شد. در این میان بیشتر گروه‌های اسلامی مانند نهضت اسلامی تاجیکستان، حزب‌التحریر و حتی حرکت اسلامی ازبکستان به رهبری نهضت به نبرد با بازماندگان فکری شوروی معروف به کمونیست‌ها پرداخت و در این میان پای سایر دولت‌ها به این درگیری باز شد و هرکس از یک جبهه پشتیبانی می‌کرد. در این میان کشورهای نفت‌خیز حامی تفکر وهابی-سلفی نیز توجه‌شان به تاجیکستان جلب شده برای کاشتن بذر افراط‌گرایی در این منطقه قدم بر می‌دارند.

پس از پایان جنگ داخلی و تنظیم قرارداد صلح میان دو طرف، ابتدا قدرت میان دو سوی درگیر تقسیم شد ولی پس از مدتی حکومت مستقر که بیشتر بازمانده عناصر سابق شوروی بود، شروع به کارشکنی علیه گروه‌های اسلام‌گرای سنتی می‌کنند. این گروه‌ها عمدتا داعیه‌دار اسلام معتدل حنفی و سنتی عمدتا و بعضا با گرایش‌های صوفی بودند. اسلام در این منطقه در بیشتر موارد با تفکر اهل تصوف و عرفانی همراه بوده که برای مثال می‌توان به این اشاره کرد که بسیاری از مردم و حتی مفتی‌ها و علمای دین پیرو طریقت‌های صوفی مانند نقشبندیه و یا قادریه بودند. این تفسیر از اسلام معتدل‌تر از سایر تفاسیر بوده و در خود عناصر بومی این منطقه را حمل می‌کرده و همچنین نزدیکی بیشتری به باورهای شیعیان و اعمال آن ها داشته، مثل انجام زیارت، گرفتن شفاعت و تاثیر واقعه عاشورا بر باورهای مردم.

اما پس از کارشکنی علیه این گروه‌ها،  دولت رفته‌رفته آن‌ها را در صحنه سیاسی محدود می‌کند. این اتفاق با فوت سید عبدالله نوری رهبر نهضت، شدت چند برابر به خود گرفته و همچنین باعث انشقاق درون سازمانی میان تفکرات گروه‌های اسلام‌گرا می‌شود و در پی این حوادث رخ داده خیل عظیمی از اسلام‌گرایان از تفکر گروه‌های سنتی دلسرد شده، آن ها را ناکارآمد دیده و به دنبال جایگزین‌های دیگر می‌روند. در این میان کشورهای عربی حامی تفکر وهابی با درآمد نفتی خود شروع به برنامه‌ریزی و جذب افراد جدا شده از بدنه اصلی اسلام گرایان سنتی می‌کنند، همچنین آنها به صورت پشت پرده با دولت مستقر همکاری را بنیان نهادند زیرا هردوی آنها دشمنی واحد داشتند به نام اسلام‌گرایان معتدل و سنتی، زیرا وهابی‌ها و سلفی‌ها دارای تفکرات عمقی و ریشه‌دار در منطقه برای کلید زدن انقلاب و دگرگونی‌های عمیق در جامعه و فرهنگ نیستند و تاثیرات سطحی و انفجاری زودگذر دارند که همکاری این دو گروه یعنی حکومت و وهابی‌ها برای کنترل و جلوگیری از رشد اسلام‌گرایی بومی و معتدل در این منطقه است.

بسترهای گرایش به افراط‌گرایی

در این میان،‌ وهابی‌ها از دانش اندک مردم عوام و همچنین مواردی که اجازه دسترسی مردم به منابع اصلی در اسلام را نمی‌دهد مانند عدم دسترسی کافی به آگاهان علوم دینی ( در اثر سرکوب و تبعید آنها ) و همچنین ندانستن خط فارسی-عربی جهت مطالعه آثار اسلامی، سو استفاده کرده و با فعالیت و کار رسانه‌ای سنگین، مردم را از اسلام سنتی دور کرده و در جهت اسلام به شدت تندرو و ستیزه‌جویانه وهابی تربیت و هدایت می‌کنند. آنها همچنین شروع به نفی اصول و باورهای اسلام معتدل کرده و آنها را باطل نشان می‌دهند. مانند این که امروز در ذهنیت اکثر جوان‌های منطقه، زیارت عملی مشرکانه است در صورتی که در فقه حنفی و باور‌های صوفیانه، زیارت همواره عملی مقدس به شمار می‌آمده و تاثیر عمیقی در فرهنگ مردم ناحیه داشته‌. مردم همواره به زیارت قبور بزرگان طریقت، امام‌زادگان و شیوخ و محدثان می‌رفتند و باور‌های مخصوص هم داشتند مانند این که هر کس سه بار به زیارت خواجه احمد یسوی( از پیران طریقت و اهل تصوف ) برود، ثواب عمل او‌ برابر با ثواب یک حج است. اما امروزه شاهد نفی این سنت و ریشه‌های فرهنگی توسط نسل جوان به دلیل تبلیغات گسترده افراط‌گرایان هستیم.

از عوامل دیگری که نقش مستقیمی بر ترویج افراط‌گرایی در تاجیکستان داشته، فقر و کمبود منابع مالی برای مردم است. تاجیکستان به دلیل جغرافیای کوهستانی خود و بسته بودن تا حدودی استراتژیک ( از یک سو محصور به کوه‌های بلند و از سوی دیگر محصور به سرزمین ناامن افغانستان) دچار فقر مالی است و این سبب می‌شود تا افراط گرایان تکفیری با وعده پول‌های کلان بسیاری از جوانان را به خود جذب کنند.

بخش بزرگی از جذب و یا تربیت نیروها نیز نه در تاجیکستان بلکه در روسیه رخ می‌دهد. روسیه‌ای که میزبان میلیون‌ها مهاجر تاجیک است که یا از دوران جنگ داخلی تاجیکستان آواره شده یا در اثر نبود کار و یا حقوق ناکافی مسافر روسیه شده‌اند. به دلیل ضعیف‌تر بودن جایگاه اجتماعی تاجیک‌ها نسبت به سایر گروه‌های مهاجر در روسیه به دلایل گوناگون مانند کمتر بودن سواد، در اثر جنگ مهاجر شدن و یا نداشتن تخصص کافی مانند سایر گروه‌های مهاجر مثل ارمنی‌ها یا آذری‌ها و پرداختن به کار‌های با رتبه پایین‌تر مانند کارگری، تاجیک‌ها همواره در جامعه روسیه از جهت جایگاه اجتماعی سرکوب شده و دیگران به دیده پست به آنها نگاه می‌کنند. این تحقیر سبب نفرت و کینه از جامعه میزبان شده و خشمی‌ را به وجود می‌آورد که تکفیری‌ها با پوشش دادن آنها به صورت احساسی و همچنین مالی، زمینه‌های جذب آنها را برای پیوست به گروه‌های پیکارجو فراهم می‌آوردند. در این بین اقوام قفقازی مانند چچن‌ها و داغستانی‌ها که بخش بزرگی از جامعه آنها نیز درگیر تفکر‌های افراطی است، به عنوان شهروندان بومی و مسلمان روسیه مانند پلی ارتباطی میان وهابیان عرب و تاجیک‌ها عمل می‌کنند.

همچنین یکی از عوامل مهم که در جذب تاجیک‌ها به گروه‌های افراطی نقش مهمی را بازی می‌کند، پدیده ای است به نام «اسلام اینترنتی» یا «ملای اینترنتی». جوانان تاجیک که کنجکاو و در پی دانستن و کسب اطلاعات دینی هستند، به دلیل محدودیت بودن منابع دینی در تاجیکستان و کافی نبودن تعداد مراکز دینی در روسیه و دیگر کشور ها، رو به کسب اطلاعات اسلامی از منابع اینترنتی می‌آورند و آغاز به مطالعه سایت‌ها و صفحات اسلامی و دیدن کلیپ‌های تبلیغاتی مبلغان اسلامی می‌کنند. نکته قابل توجه این است که اکثریت مطلق این مبلغان دینی یا وهابی هستند و یا با وهابی‌ها در ارتباط بوده و از سوی آنها پشتیبانی مادی و معنوی می‌شوند و در جهت ابلاغ مبانی فکری وهابیان گام بر می‌دارند. جوانان تاجیک نیز به دلیل نداشتن پیش‌زمینه کافی در علوم اسلامی و نبود دانش دینی، گفته ها و نظریات آن ها را به صورت پیش‌فرض کاملا درست دانسته و بدون تحقیق عمقی و ریشه‌ای درباره آنها، باور کرده و به آنها عمل می‌کنند. در واقع امروز بزرگ‌ترین منبع گسترش افراط و اعمال افراطی و تکفیری میان جوانان منطقه، حوزه اینترنت و شبکه‌های مجازی است.

ضعیف بودن هویت ملی میان تاجیکان دلیل و بستر دیگر برای گرایش به افراط‌گرایی است. تاجیک‌ها با وجود گذشته پرشکوهی که داشتند، از کمترین حس ملی میان اقوام منطقه آسیای مرکزی برخوردار هستند. برای خیل عظیمی از تاجیک‌ها در گذشته حتی هویت ملی تعریف شده نبود و آنها ابتدا خود را با هویت دینی و سپس با هویت منطقه‌ای مانند شهر و یا روستا می‌شناختند. حتی در میان تاجیکان پیشین تعریف وطن به شهر و زادگاه محدود می‌شد و نه کشور که این نشان دهنده نبود حس هویت میهنی بود. نشانه دیگر این را می‌توان در بیگانه شناختن تاجیک‌های مناطق گوناگون نسبت به یکدیگر را مشاهده کرد‌ و گاهی این بیگانه‌انگاری و اختلاف در حد اختلاف دو ملت متفاوت نسبت به یک دیگر بالاست. مانند ستیز مردمان جنوب تاجیکستان (کولابی‌ها) با مردمان شرق تاجیکستان (پامیری‌ها و غرمی‌ها) و شمال تاجیکستان (سغدی‌ها).

همین نبود حس میهنی در گذشته سبب نداشتن حکومت ملی برای هزار سال در میان تاجیک‌ها و همچنین اهمیت ندادن به موارد ملی شد که نتایج غیر قابل جبران آن را می‌توان در از دست دادن سمرقند و بخارا و واکنش اندک خود تاجیک‌ها نسبت به این حادثه دید. حس هویت میهنی و ملی باعث کنترل تفکرات افراط‌گرایانه می‌شود و می‌توان دید که دیگر ملت‌های آسیای مرکزی درصد کمتری از جمعیت‌شان مانند قزاق‌ها و ترکمن‌ها جذب گروه‌های افراطی شده زیرا حس ملت‌گرایی آنها بالاست و در میان تاجیک‌ها بیشترین سرباز و جذب شده را روانه گروه‌های افراطی کرده اند زیرا گرایش‌های ملی گرایانه کم نتوانسته تا آنها را از جذب شدن در گروه‌های افراط‌گرا که بنیان تفکر آن ها جهان‌وطنی است منصرف کند.

جمع‌بندی

افراط‌گرایی و جریانات تکفیری باعث ضربه‌های غیر قابل جبران مادی و معنوی است که باید در جهت مهار اینگونه تفکرات گام برداشت. برای این مهم باید اقداماتی جدی و اثرگذار در‌ زمینه محدود‌سازی،‌ مهار و از میان بردن افراط‌گرایی صورت گیرد، مانند برنامه‌ریزی برای انجام فعالیت‌های رسانه‌ای و ایجاد محتوای آموزشی و تبلیغی در جهت آگاه‌سازی مردم نسبت به خطرات رشد افراط‌گرایی و چگونگی نحوه‌ پیشگیری از آن، آموزش مبانی صحیح دینی، ترویج فرهنگ میهن‌پرستی، ترویج و آموزش خط فارسی-عربی جهت آگاهی بیشتر نسبت به منابع اسلامی و برقراری ارتباط بیشتر و سرمایه‌گذاری برای حضور در منطقه. همچنین می‌بایست جهت خنثی‌سازی برنامه‌ها و اعمال دولت‌های عربی وهابی و پشتیبانی رژیم صهیونیستی که در این میان، رژیم از گسترش جریانات تکفیری در آسیای مرکزی و تاجیکستان حمایت مادی و معنوی کرده و منافع سرشاری از آن دارد، اقدامات موثرتری انجام داد.

 

آخرین مطالب:

مقالات مشابه:

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *