مقدمه
آسیای مرکزی علاوه بر حوزه ژئوپلیتیکی، از منظر ژئوکالچری نیز برای ترکیه حائز اهمیت است. ترکیه همچون سایر قدرتهای منطقهای کوشش کرده به صورتهای مختلف، مردم منطقه را شناخته و آنها را به خود جلب کند تا بتوانند به مولفههای مختلف قدرت نرم دست یابد. ترکیه بر اساس ظرفیتهای فرهنگی زنده در منطقه کوشش کرده تا روابط عالی و منافع بلندمدت را برای خود در منطقه تعریف کند و در این راستا یکی از ابزارها برای تقویت نفوذ فرهنگی، برپایی موسسات و آموزشگاههای گسترده است که میتواند در بلندمدت خروجی بسیار پرباری را برای ترکیه در سطوح مختلف فراهم کند. در این گزارش عملکرد ترکیه در آسیای مرکزی در حوزه سیستم آموزشی، به خصوص در چند سال اخیر مورد بررسی قرار میگیرد.
دیپلماسی آموزشی ترکیه
پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی، مردم منطقه بر اساس وجود ذهنیت سنتگرایی اسلامی در جامعه، ظرفیت فرهنگی بسیاری را با کشورهای اسلامی در خود نهادینه داشتند. به طور واضح بیشترین ظرفیت فرهنگی را در بین کشورهای اسلامی، ایران دارا بود؛ اما با توجه به وجود تفکرات قومی و پانترکیستی با ریشه در گذشته 200 سالهی منطقه، همچنین روابط گسترده منطقه با ایران در خلاف منافع غرب و روسیه، ترکیه گزینه مناسبی برای مقابله با فراگیری فرهنگی ایران، گسترش و حفظ سکولاریسم و منافع غرب بود. ترکیه به پشتیبانی کشورهای ترکزبان، تقویت هویتی و گروههای قومگرا کوشش کرده تا دولتهای آسیای مرکزی، احساس تعلق خاطری نسبت به ترکیه داشته و منافع ترکیه را در منطقه تامین کنند. در این چارچوب نخستین مدارس ترکیه در آسیای مرکزی در حدود سال 1991 به دست جنبش گولن تاسیس شد. موسسات آموزشی گولن، نه تنها در آسیای مرکزی، بلکه در سرتاسر جهان از روسیه تا آمریکای شمالی به فعالیت مشغول بودند و این فعالیت خود را تا به امروز، بر پایه اسلام ترکی پیش بردهاند. بر اساس آمارهای موجود از سال 1990 تا 2000 ظهور موسسات و به اصطلاح لیسیومهای ترکیه در آسیای مرکزی، در حدود 25 پروژه آموزشی «شامل دو دانشگاه و یک لیسیوم و چندین مراکز آموزشی و تحصیلی» در قرقیزستان ایجاد شد؛ در ادامه، ترکیه 32 مدرسه در قزاقستان و همچنین لیسیومها و دانشگاهها را برپا کرد. در ادامه آمار و دادهها، در دهه 1990 حدود 65 موسسه آموزشی ترکیه در ازبکستان، 6 موسسه در تاجیکستان، یک دانشگاه و یک مدرسه در ترکمنستان فعالیت داشتند. با گذشت زمان، مقامات کشورهای آسیای مرکزی با ترس از رویکردهایی، بهعنوان این که دبیرستانهای گولن افکار مذهبی و پانترکیستی را القا کرده و سیستم سکولار این کشورها را تهدید میکند به مرور محدودسازی این مدارس را آغاز کردند. در سال 1999 این موضوع سبب تیرگی روابط دیپلماتیک بین آنکارا و تاشکند شد و سرانجام، لیسیومهای ترکیه که در ازبکستان فعال بودند، تعطیل شدند. بهعلاوه در سال 2011، لیسیومهای گولن در ترکمنستان بسته شد؛ در آن زمان تنها یک مدرسه به نام آتاتورک باقی مانده بود. در تاجیکستان، لیسیومهای ترکیه از سال 2015 به مدارس برای کودکان تیزهوش تبدیل شد و نتایج مثبتی برای ترکیه به بار آورد. در حال حاضر، بعد گذشت اتفاقات و اقدامات در چند سال اخیر به خصوص از سال 2016 و تنشها با جریان وابسته به گولن، دولت ترکیه دوباره بر ایجاد سیستم آموزشی خود در منطقه متمرکز شده و موسسات خود را در منطقه گسترش میدهد.
موضوعات مورد هدف در مدارس ترکیه
در مدارس و لیسیومهای ترکیه که در آسیای مرکزی، مباحث اسلامی و مباحث معرفی کشور ترکیه علاوه بر ضروریات و چهارچوبهای سیستمهای آموزشی جهانی، به دانشآموزان تدریس و آموزش داده میشود. باید گفت که مباحث دینی در مدارس ترکی به طبع مقامات آسیای مرکزی خوش نیامده و همواره از این تعالیم دینی هراس جدی داشتهاند. در چند سال اخیر مقامات آسیای مرکزی برای ادامه برپایی این مدارس ترکیه نظیر ترکمنستان و قرقیزستان شروط مبتنی بر حذف دروس دینی گذاشتهاند و ترکیه هم با موافقت کامل، دروس دینی خود را از مدارس و لیسیومها حذف نموده است. در ادامه موضوع و محتویات دیگری که در این مدارس تعلیم داده میشود، شیوه و سبک زندگی، آیین و فرهنگهای مربوط به فرهنگ ترکی است. در ادامه ترکیه، حین پایگیر شدن موسسات آموزشی خود در منطقه، رفته رفته تغییرات و دگرگونیهایی در موضوعات و محتویات تحصیلی را پیگیری میکند. در اکتبر سال گذشته، ترکیه در سیستم آموزشی خود نام آسیای مرکزی را به ترکستان تغییر داد که نشان و گواهی از تغییرات در سیستم آموزشی ترکیه برپایه رویکردهای ایدئولوژیک ترکی است. این تغییرات آموزشی تحرکات مورد بحثی را در منطقه شکل خواهد داد. تغییر نام، باعث تقویت پروژه پانترکیسم در منطقه و همگرایی دولتهای آسیای مرکزی با ترکیه خواهد شد.
پروژه های ترکیه برای گسترش مدارس در آسیای مرکزی
در چهار سال گذشته ترکیه پروژههای آموزشی گستردهای را در منطقه در دست احداث داشته است. در قزاقستان علاوه بر وجود مراکز ترکیه در شهرهای آستانه و آلماتی، موسسات و مراکز آموزشی ترکیه به دیگر مناطق و شهرهای قزاقستان مانند آکتائو و شیمکنت راه یافته است. در ازبکستان پس از چند سال غیبت مراکز آموزشی ترکیه، با بهبود روابطه دو کشور مدارس و مراکز ترکی در حال راهاندازی است، به طوری که جولای گذشته موسسه آموزشی ترکی در تاشکند افتتاح شد. بهعلاوه در تاجیکستان با وجود سابقه چندین ساله لیسیومها، ترکیه به فکر برنامههای مهیج برای جذب بیشتر دانشآموزان و خانوادهها است. سال جاری، دبیرستانهای ترک در تاجیکستان گامی بیسابقه برای دعوت از روزنامهنگاران محلی برای بررسی برنامههای درسی خود برداشتند تا اطمینان حاصل کنند که محتوای «مشکوک» یا «خطرناک» در مدارس آنها در مورد تعلیمات دینی وجود ندارد. به علاوه سطح عملکرد لیسیومهای ترکی در تاجیکستان، در این چند سال به نوعی بوده که دانش آموز ممتاز و نخبه و سطح بالا در خود پرورش داده است و در جامعه تاجیکستان دیدگاهی جایگیر شده که دانش آموز برخوردار از سطح بالای علمی میتوانند در لیسیومهای ترکیه درس بخوانند؛ البته وجود امکانات و تجهیزات بالای مدارس ترکیه در تاجیکستان به نسبت مدارس دولتی، در جذب خانوادهها برای هدایت فرزندان به مدارس ترکیه بیتاثیر نیست. در کنار شرایطی که ترکیه سعی بر تقویت و گسترش سیستم آموزشی خود در منطقه میکند، در سازمان کشورهای ترک نظرات و پیشنهاداتی مبنی بر تغییر خط سیرلیک به لاتین در کشورهای ترکزبان آسیای مرکزی به خصوص در کشورهای قزاقستان و قرقیزستان مطرح کرده است که سبب یکپارچگی خط نوشتاری دولتهای ترک میشود. این بحث مطرح شده از سوی ترکیه به تعمیق نفوذ مراکز آموزشی ترکیه در منطقه کمک شایان کرده و منافع کشورهای دیگر از جمله روسیه، چین و ایران را مورد تهدید قرار خواهد داد.
جمعبندی: اهداف ژئوکالچر تورانی ترکیه در منطقه
اهداف و راهبردهای ترکیه در طول پنج سال اخیر در حوزه دیپلماسی آموزشی در آسیای مرکزی دستخوش تغییراتی شده است. در طول این بازه ترکیه پروژههای جدید و متفاوتی را در حوزه آموزشی در دستور کار قرار داده که شامل موضوعات زیرساختی نظیر تعریف الفبای مشترک ترکی، نزدیکی زبانی، بازترسیم بنیانهای تاریخی منطقه آسیای مرکزی، تغییر روندهای فرهنگی، بازتعریف اسلامگرایی، بازتعریف هویت قومی و ملی این کشورها و موارد دیگری از این دست را برای پیشبرد اهداف ژئوکالچری تورانی با محوریت سازمان کشورهای ترک در دستور کار قرار داده است. در چنین شرایطی جمهوری اسلامی ایران باید به طور متمرکز و دقیق با رایزنی کشورهای آسیای مرکزی، مراکز آموزش عالی و مدارس خود را راهاندازی کرده و مردم منطقه را با تبلیغات گسترده جذب این مراکز فرهنگی و آموزشی کند. در کشورهای قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان تعداد بسیار بالایی تاجیک فارسیزبان وجود دارند که خط فارسی را نمیدانند و ایران میتواند با ایجاد مرکز آموزشی، علاوه بر جذب فارسیزبانان و یادگیری خط فارسی، سرمایهگذاری بر نیروی انسانی آسیای مرکزی داشته باشد. در ادامه وجود محبوبیت بالای ادبیات زبان فارسی در منطقه سبب شده که علاقهمندان بسیاری شوق یادگیری زبان فارسی داشته باشند. در وقایع اخیر فلسطین و لبنان، به علت حمایت ایران از فلسطین، مردم منطقه تصویر مثبتی را از ایران دریافت کردهاند و ایران با ایجاد برنامههای آموزشی در منطقه میتواند بازخورد قابل توجهی را دریافت کند. طبیعتا این رویکرد با واکنش دولتها مواجه خواهد شد که مستلزم رویههای دیپلماتیک و چانهزنی برای تحقق اهداف است.