آسیای مرکزی به مدت سه دهه تا حد زیادی در حاشیه افق استراتژیک واشنگتن بوده است. قزاقستان اکنون بیش از چهل درصد از اورانیوم استخراج شده جهان را تأمین میکند و ترکمنستان یکی از بزرگترین ذخایر گاز طبیعی کره زمین را کنترل میکند.
هیچ یک از روسای جمهور آمریکا که در مسند قدرت قرار داشتند، از یکی از پنج کشور منطقه – قزاقستان، ازبکستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان – بازدید نکردهاند. اما ترامپ این فرصت را دارد که این غفلت را در سال ۲۰۲۵، شاید به عنوان بخشی از سفر خود برای شرکت در اجلاس چهارجانبه [ایالات متحده، ژاپن، هند و استرالیا] که در سال ۲۰۲۵ به میزبانی هند برگزار میشود، اصلاح کند. اضافه کردن تاشکند یا آستانه مزایای دیپلماتیک و اقتصادی قابل توجهی را به همراه خواهد داشت و نشان میدهد که ایالات متحده آماده رقابت در منطقهای است که روسیه و چین مدتهاست نفوذ بلامنازعی در آن دارند.
برخلاف کلیشههای ماندگار رکود دوران شوروی، این منطقه اکنون به طور قابل توجهی قابل سرمایهگذاری است. اصلاحات بازار ازبکستان – حذف کنترلهای ارزی، نوسازی قوانین مالیاتی و دیجیتالی کردن گمرک – به جذب بیش از ۲۶ میلیارد دلار سرمایهگذاری مستقیم خارجی تنها در ده ماه اول سال ۲۰۲۴ در این کشور (ازبکستان) کمک کرد. در همین حال، قزاقستان در حال حرفهایسازی صندوق ثروت ملی ۷۹ میلیارد دلاری خود، سامروک-کازینا و آمادهسازی داراییهای دولتی برای عرضه اولیه عمومی است، که نشان میدهد بازارهای سرمایه این موضوع را جدی گرفتهاند.
دولتهای آسیای مرکزی انتظار ندارند که ایالات متحده به نزدیکترین متحد آنها تبدیل شود. آنچه آنها به دنبال آن هستند، یک جایگزین معتبر برای وابستگی به مسکو یا پکن است. هر پنج کشور روابط دیپلماتیک کامل با اسرائیل (رژیم صهیونیستی) دارند که یادآور سیاست خارجی عمدتاً عملگرایانه و غیر ایدئولوژیک آنهاست. قانعکنندهترین راه برای نشان دادن جدیت متقابل، یک «معامله بزرگ» به ارزش حدود ۱۰۰ میلیارد دلار است که در جریان سفر رئیس جمهور اعلام شود.
این رقم قابل دستیابی است. ازبکستان و قزاقستان میتوانند یک «لیست معاملات» مشترک تهیه کنند که تعهدات سرمایهگذاری، سفارشهای هواپیما و سیستمهای تسلیحاتی، پروژههای فرآوری مواد معدنی و تدارکات امنیتی آنها را در یک بسته آماده برای تیتر اخبار قرار دهد.
اختصاص حتی سهم اندکی از صندوق ثروت ملی قزاقستان به سرمایهگذاریهای مشترک در حوزه انرژی و فناوری ایالات متحده، نشاندهندهی عمل متقابل خواهد بود. ایر آستانه و ازبکستان ایرویز در حال حاضر از مشتریان بوئینگ هستند؛ هر دو در حال مذاکره با پنتاگون در مورد خریدهای نظامی از هلیکوپترهای بلک هاوک و UH-60 گرفته تا رادارهای ضد پهپاد و سیستمهای نظارت مرزی هستند. یک مرکز تحت حمایت ایالات متحده برای فرآوری مس، عناصر کمیاب و اورانیوم – که با گاز ترکمنستان تغذیه میشود و از طریق «کریدور میانی» ترانس خزر که به سرعت در حال گسترش است، به بازارهای اروپایی متصل میشود – همچنین میتواند منابع مواد معدنی حیاتی غربی را متنوع کند. گفتگوی مواد معدنی حیاتی C5+1 واشنگتن به ایالات متحده یک قلاب نهادی برای چنین همکاری میدهد. همکاری امنیتی، همراه با پروژههای راکتور هستهای پیشرفته و زیرساختهای دیجیتال، میتواند این بسته را تکمیل کند.
در عوض، سه اقدام دولت ایالات متحده مفید خواهد بود. اول، قزاقستان و ازبکستان که همچنان مشمول اصلاحیه جکسون-وانیک (یک قانون قدیمی از زمان جنگ سرد که دیگر به هدف اصلی خود یعنی نظارت بر آزادی مهاجرت خدمت نمیکند) از این قانون حذف شوند. مارکو روبیو وزیر امور خارجه، علناً اعلام کرده بود که دولت از لغو قانونی آن استقبال میکند.
دوم، یک معاهده سرمایهگذاری دوجانبه با ازبکستان که در دهه 1990 امضا و تصویب شد اما هرگز به اجرا درنیامد، باید فعال شود. سوم، واشنگتن همچنین باید از تلاش ازبکستان برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی که مدتهاست متوقف شده است، حمایت کند، اصلاحات بازار تاشکند را تضمین کند و به صادرکنندگان آمریکایی دسترسی بدون تبعیض تحت قوانین چندجانبه قابل اجرا بدهد. حل این مسائل هزینه کمی برای کنگره خواهد داشت، اما نشانهای غیرقابل انکار از تعهد را ارسال میکند.
چشماندازها نیز اهمیت خواهند داشت. سفر رئیس جمهور ترامپ به ریاض در سال ۲۰۱۷ منجر به توافقاتی به ارزش ۴۰۰ میلیارد دلار شد و بر ظرفیت ایالات متحده برای هدایت سرمایهگذاریهای خصوصی در هماهنگی با دیپلماسی عمومی تأکید کرد. آسیای مرکزی نمیتواند با اعداد و ارقام اصلی خلیج فارس برابری کند، اما نمادگرایی اولین فرود رئیس جمهور – همراه با قراردادهایی که به اندازه کافی قابل توجه هستند تا بر بازارها تأثیر بگذارند – از بروکسل تا پکن طنینانداز خواهد شد. این امر چارچوب دیپلماتیک C5+1 را تقویت میکند، از استراتژی نوظهور مواد معدنی حیاتی ناتو حمایت میکند و به سرمایهگذاران یادآوری میکند که ایالات متحده یک بازیگر فعال در امتداد این کریدور است.
آسیای مرکزی آماده استقبال از رهبری آمریکا است و رئیس جمهور ترامپ باید از این فرصت استفاده کند. دولتهای قزاقستان و ازبکستان میتوانند یک ابتکار عمل ۱۰۰ میلیارد دلاری با ساختار دقیق، با حمایت قانون ایالات متحده و با سفر رئیس جمهور به این منطقه، آماده کنند. مزایای متقابل شامل اعطای حق انتخاب استراتژیک مورد نظر به منطقه، تأمین منابع حیاتی برای زنجیرههای تأمین غرب و یادآوری این نکته به روسیه و چین است که ایالات متحده در قلب اوراسیا نفوذ دارد.
نویسنده: دانیل رانده نویسنده کتاب ضرورت آمریکایی: بازپسگیری رهبری جهانی از طریق قدرت نرم