مقدمه
پانتورانیسم یک جنبش قومگرایانه و فرهنگی است که به دنبال اتحاد مردم ترک در سراسر آسیای مرکزی، قفقاز و بخشهایی از اروپای شرقی تحت یک میراث فرهنگی و زبانی مشترک است. در قزاقستان، کشوری با جمعیت قابل توجه ترک، پانتورانیسم ریشههای تاریخی دارد که در این یادداشت سعی داریم به بررسی ریشههای پانتورانیسم، زیربنای ایدئولوژیک آن و پیامدهای آن بر هویت ملی، سیاست خارجی و کنشهای منطقهای قزاقستان بپردازیم.
زمینه تاریخی
کلمهی توران ریشه در ادبیات ایران باستان دارد. پارسیان زیستگاه ترکان کوچنشین در ماورالنهر را که به نظر آنها مردمان متخاصم به نظر میرسیدند، توران نامیدند و این کلمه به عنوان مرکز تجمع نیروهای دشمن آریاییها (مردم آریایی ایران) برای اولین بار در متون مقدس زرتشتیان ثبت شده است. به عقیده برخی از محققین، بذر اندیشههای پانتورانیسم به شکل امروزی در اواخر قرن نوزدهم به وجود آمد و آنهم ابتدا در میان اندیشمندان روسیه و در قالب تجددخواهی و مدرنیزاسیون، افرادی مانند اسماعیل گاسپرالی و یوسف آکچورا.
پانتورانیسم در حالی که در درجه اول بر وحدت اقوام ترک متمرکز بود، برخی از انواع آن طیف وسیعتری از مردم تورانی را در بر میگرفت و اندیشمندان اولیه، مانند اسماعیل گاسپرالی که خود در تاتار سکونت داشت، بر اشتراکات فرهنگی و زبانی، ترویج اصلاحات آموزشی و رسانههای پانترکیسم تأکید داشتند. این ایدهها در میان برخی از روشنفکران قزاق که با واقعیتهای استعمار تزاری دست و پنجه نرم میکردند و به دنبال چارچوبهای جدیدی برای تعیین سرنوشت خود بودند، طنینانداز شد و بهسرعت طرفداران بسیاری یافت.
روشنفکران و برخی رهبران سیاسی با تأکید بر پیوندهای مشترک زبانی، فرهنگی و تاریخی شروع به دفاع از وحدت بین اقوام ترک زبان کردند. بعدها رهبران جنبش آلاش اوردا در قزاقستان شکل گرفت که متاثر از اندیشههای پانتورانیستی بود که بر ضرورت احیای فرهنگی و خودمختاری سیاسی تأکید میکرد. بااینحال، رژیم شوروی این جنبش را نیز مانند سایر جنبشهای ملیگرایانه سرکوب کرد که منجر به کاهش احساسات پانتورانیستی شد. چهرههایی مانند ضیا گوکالپ در ترکیه و نقش اساسی در ترویج این ایدهها داشتند و این امر با فروپاشی ایدئولوژی عثمانی و انقلاب ترکهای جوان 1908-1909 تسهیل شد، بهنوعی که تغییر ساختار قدرت، روشنفکران و شخصیتهای سیاسی-اجتماعی ترکیه را وادار کرد تا به دنبال مبانی ایدئولوژیک جدید برای گسترش امپراتوری عثمانی باشند.
شاعر ترک ضیا گوکالپ در شعر توران در سال 1911 برای اولین بار مردمان ترک را با اشعار خود دعوت به اتحاد کرد: «وطن ترکها ترکیه نیست، ترکستان نیست، وطن آنها کشور وسیع و جاودانه است؛ توران»؛ و از آنها خواست که به ریشه های قومی خود بازگردند و عربگرایی و فارسیسم را از زبان خود بزدایند و عقیده داشت زبان مهمترین عامل یکپارچهسازی اقوام ترک است و نه ویژگیهای نژادی و قومی. تجددخواهان پانتوران، از آموزش مدرن و نوسازی اجتماعی حمایت میکردند و اغلب پانتورانیسم را وسیلهای برای نوسازی و مقاومت در برابر رفتارهای حکومت تزاری میدانستند. از بین چهرههای اثرگذار این جنبش در قزاقستان میتوان به علیخان بوکیخانوف، روشنفکر و دولتمرد برجسته قزاق اشاره کرد که بدنبال تقویت پانتورانیسم بود، هرچند که تمرکز اصلی او بر خودمختاری قوم قزاق و ملتسازی بود.
در طول جنگ جهانی اول، فعالیتهای جنبش پانتورانیستی برای ایجاد اتحاد و یا به اصطلاح دولت تورانی شدت گرفت. آنها به حمایت از این پروژه از سوی قدرتهای اروپایی امیدوار بودند. اما با پیروزی انقلاب کمالیستی (1918-1923) و تقویت قدرت سیاسی کمال در ترکیه، پانتورانیسم با ایدئولوژی پانترکیسم جایگزین شد و از آن تاریخ به بعد پانتورانیسم به عنوان یک مفهوم مضر شناخته شد بگونهای که آزار پانتورانیستها و نشریات چاپی آنها آغاز شد. در دهه 1920 ملیت های اتحاد جماهیر شوروی چندین پروژه را برای ایالت توران پیشنهاد کردند و در پروژه «ملاحظات مبانی توسعه اجتماعی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مردم ترک» که توسط گروهی از شخصیتهای سیاسی از جمهوریهای ملی شرق پیشنهاد شد، دولت تورانی شامل ترکها شد که جمهوریهای آسیای مرکزی و همچنین جمهوریهای سوسیالیستی خودمختار شوروی تاتار و باشقیر را در بر میگرفت.
بطور کلی در دوره شوروی شاهد سرکوب سیستماتیک اندیشههای پان تورانیستی بود. دولت شوروی ایدئولوژی انترناسیونالیسم خود را در اولویت قرار داد و فعالانه از هر گونه ناسیونالیسم قومی که تهدیدی برای قدرت متمرکز آن تلقی می شد، جلوگیری کرد. هویت ملی قزاقستان با دقت در چارچوب سیاست ملیتهای شوروی ساخته شد و حاکمیت بصورت عامدانه بر ویژگی متمایز آن تأکید کرد و همزمان آن را در روایت گستردهتر شوروی ادغام کرد.
با وجود سرکوب رسمی، احساسات پانترکیستی در لایههای زیرین جامعه قزاق ادامه داشت. میراث مشترک زبانی و فرهنگی مردمان ترک، نیروی قدرتمندی باقی ماند و حس ارتباطی را که از مرزهای ترسیم شده توسط شوروی فراتر رفت، تقویت کرد. شبکههای مخفی و مبادلات فرهنگی غیررسمی به حفظ این پیوندها کمک کردند و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 زمینه جدیدی را برای ظهور مجدد گفتمان پانتورانیستی ایجاد کرد.
با این حال، دولت قزاقستان، تحت ریاست نورسلطان نظربایف، رویکرد محتاطانهای را در قبال این اندیشهها اتخاذ کرد. او ضمن اذعان به میراث فرهنگی مشترک با دیگر مردمان ترک، تأکید قاطعانه بر ایجاد یک دولت ملت قزاقستان قوی و مستقل داشت و نظربایف تقویت هویت چند قومیتی قزاقستانی، شناخت جمعیتشناسی متنوع کشور و تلاش برای جلوگیری از هرگونه تنش قومی را در اولویت قرار داد.
مبانی ایدئولوژیک
پان تورانیسم بر چندین اصل ایدئولوژیک استوار است:
وحدت فرهنگی: پان تورانیسم این ایده را ترویج میکند که مردمان ترک دارای میراث فرهنگی مشترکی از جمله زبان، فولکلور و سنتها هستند. این وحدت فرهنگی به عنوان مبنایی برای همکاریهای سیاسی و اقتصادی تلقی میشود.
همبستگی سیاسی: پانتورانیسم از اتحاد سیاسی دولتهای ترک دفاع میکند و استدلال میکند که اقدام جمعی میتواند حاکمیت و امنیت آنها را افزایش دهد. این ایده در دوران پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی مورد توجه قرار گرفت، زیرا دولتهای ترک تازه استقلال یافته به دنبال اثبات و تقویت هویت خود بودند.
همکاری اقتصادی: طرفداران پان تورانیسم استدلال میکنند که همکاری اقتصادی میان ملتهای ترک میتواند به رفاه متقابل منجر شود. ابتکاراتی مانند شورای ترک که در سال 2009 تأسیس شد، با هدف تقویت روابط اقتصادی و یکپارچگی منطقهای است.
احساسات ضداستعماری: پان تورانیسم اغلب روایتی ضداستعماری را در بر میگیرد و ترکها را قربانی امپریالیسم میداند و از حقوق آنها برای تعیین سرنوشت و حفظ فرهنگی دفاع میکند.
احیای فرهنگی: احیای علاقه به فرهنگ و زبان ترکی یکی از جنبههای مهم پانتورانیسم معاصر در قزاقستان بوده است. دولت سیاستهایی را برای ترویج زبان قزاقستانی و میراث فرهنگی اجرا کرده است و حس غرور را در میان قزاقهای قومی تقویت میکند هرچند که منتقدان پانتورانیسم در قزاقستان استدلال میکنند که این رویه در نهایت منجر به حاشیه راندن گروههای قومی غیرترک خواهد شد که میتواند منجر به ظهور تنشهای اجتماعی شود. دولت با ترویج هویت ملی چندقومیتی و احترام به تنوع قومی تاکید دارد، به دنبال رفع این نگرانیها بوده است.
چالشها و نگرانیها
در قزاقستان معاصر، پان تورانیسم هم طرفداران و هم مخالفانی دارد. دولت رویکرد محتاطانهای اتخاذ کرده است و تلاش دارد تا حس وحدت ملی را ترویج کند. اتخاذ این رویکرد متعادل در کشوری که قزاقها حدود 70 درصد جمعیت را تشکیل میدهند و اقوام دیگری مانند روسها، ازبکها و سایر اقلیتها نیز ساکن هستند، بسیار حائز اهمیت است. در حوزه سیاست خارجی، قزاقستان منعکس کننده عناصر پانتورانیسم، بهویژه در تعامل با سایر کشورهای ترک است. این کشور فعالانه در شورای ترکها و سایر سازمانهای منطقهای شرکت کرده است و به دنبال تقویت روابط با ترکیه، آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی است. در بعد رفتارهای منطقهای نیز ظهور پانتورانیسم پیامدهایی بر روابط قزاقستان با کشورهای همسایه دارد و در حالی که همکاری بین کشورهای ترک را تقویت می کند، میتواند با کشورهای غیرترک به ویژه روسیه تنش ایجاد کند.
تجدید حیات اندیشه های پان تورانیستی در فضای پس از شوروی نگرانیهایی را برانگیخته است و به عقیده برخی از ناظران، این امر میتواند تنش های قومی موجود را تشدید کند یا توسط بازیگران خارجی که به دنبال بیثبات کردن منطقه هستند مورد سوء استفاده قرار گیرد. همچنین ارتباط برخی از جنبههای پانتورانیسم با ایدئولوژیهای افراطی در زمینههای خاص به این نگرانیها دامن زده است. علاوه بر این، ساختار قومی متنوع قزاقستان خود چالشی برای روایتهای سادهانگارانه ای است که اغلب توسط طرفداران پانتورانیسم ترویج میشود. این کشور دارای جمعیت قابل توجهی روسزبان، همراه با سایر اقلیتهای قومی است که هرکدام میراث فرهنگی خاص خود را دارند. ایجاد تعادل بین این هویتهای متنوع در چارچوب ملی منسجم، چالشی کلیدی برای قزاقستان است.
نگاه به آینده
میزان نفوذ پان تورانیسم در آینده قزاقستان نامشخص است. سیاست دولت کنونی اولویت دادن به هویت ملی چندقومیتی و سیاست خارجی عملگرایانه که روابط با قدرتهای مختلف جهانی را متعادل میکند، است و از سوی دیگر مبادلات فرهنگی و همکاری با سایر کشورهای ترک را با اشتیاق ادامه میدهد. در حال حاضر ظهور رسانههای جدید و پلتفرمهای آنلاین مسیرهای جدیدی را برای ترویج تفکرات پانتوراتیستی ایجاد کرده است که رسانههای سنتی دولتی را دور میزند و در حالی که امکان تبادل فرهنگی و گفتگوی بیشتر را فراهم می کند، خطر انتشار اطلاعات نادرست و احتمال دستکاری دادههای تاریخی توسط گروههای افراطی را نیز افزایش میدهد. درنهایت، آینده پانتورانیسم در قزاقستان احتمالاً به عوامل مختلفی از جمله هویت ملی در حال تحول کشور، موقعیت ژئوپلیتیکی آن و تحولات آینده آسیای مرکزی بستگی خواهد داشت.