رقابت برای کنترل عناصر خاکی کمیاب، جرقه‌ای برای درگیری قدرت‌های بزرگ در آسیای مرکزی

 

سه تحول در ماه گذشته (اوایل ۲۰۲۵)، واقعیتی جدید و مهم را در ژئوپلیتیک منطقه آشکار می‌سازد. نخست، نیروهای روسیه یک معدن لیتیوم مهم در شرق اوکراین را اشغال کردند و این به این معناست که روسیه اکنون ذخایری بیش از ایالات متحده از این ماده معدنی کمیاب در اختیار دارد. دوم، ایالات متحده تحریم‌هایی علیه یک مرکز استخراج لیتیوم در نزدیکی مورمانسک اعمال کرده است؛ مرکزی که جمهوری خلق چین در توسعه آن به مسکو کمک می‌کند. سوم، واشنگتن و کی‌یف در حال مذاکره درباره توافقی هستند که طی آن، ایالات متحده در ازای دسترسی به ذخایر عناصر خاکی کمیاب اوکراین، به حمایت دفاعی از این کشور ادامه خواهد داد.

کنترل دسترسی به عناصر معدنی خاکی کمیاب، که برای توسعه پیشرفته‌ترین فناوری‌ها حیاتی‌اند، اکنون در کانون تفکر استراتژیک قدرت‌های بزرگ قرار دارد؛ چراکه جلوگیری یا تسلط بر دسترسی رقبا به این منابع، به ابزار کلیدی در رقابت جهانی تبدیل شده است. این واقعیت در مورد اوکراین، که همچنان درگیر تهاجم روسیه است، کاملاً مشهود است. اما این روند فراتر از مرزهای اوکراین رفته و اکنون آسیای مرکزی را نیز به‌طور فزاینده‌ای درگیر کرده است—جایی که رقابت میان شرق و غرب، نه فقط به دلیل برتری چین در حوزه عناصر خاکی کمیاب، بلکه به دلیل گسترش نفوذ پکن در منطقه، شدت گرفته است.

آسیای مرکزی یکی از بزرگ‌ترین، اما توسعه‌نیافته‌ترین ذخایر این عناصر را در جهان داراست. با این حال، دولت‌های منطقه برای توسعه این حوزه نیازمند کمک‌های خارجی هستند. در حالی‌که برخی معتقدند چین چنان در این منطقه پیشتاز شده که نمی‌توان با آن رقابت کرد، اما خطرات ناشی از این انحصار آن‌قدر زیاد است که ایالات متحده و اتحادیه اروپا به مقابله برخاسته‌اند و تا حدی نیز موفق بوده‌اند. آ‌ها می‌توانند سرمایه‌گذاری و تخصص فنی بیشتری را با شرایطی آسان‌تر از چین و متحدش روسیه به آسیای مرکزی ارائه دهند.

کشورهای آسیای مرکزی نیز در پی تنوع‌بخشی به سرمایه‌گذاری‌های خارجی در این بخش هستند، تا مانع از آن شوند که چین از موقعیت انحصاری خود برای اعمال سلطه سیاسی استفاده کند؛ سلطه‌ای که معتقدند با افزایش مشارکت‌های خارجی می‌توان از آن جلوگیری کرد.

پیشروی غرب در این مسیر، خشم مسکو و نگرانی پکن را برانگیخته است. از یک سو، روسیه اقدامات ایالات متحده و اروپا را در آسیای مرکزی تهدیدی علیه خود تلقی می‌کند. از سوی دیگر، چین بیم دارد که منطقه‌ای که آن را حیاط خلوت جدید خود می‌دانست، پیش از آنکه بتواند سلطه‌اش را تثبیت کند، به چالش کشیده شود. همین نگرانی‌ها برخی تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که آسیای مرکزی، در نتیجه رقابت بر سر عناصر خاکی کمیاب، در حال تبدیل شدن به «میدان نبردی نوظهور» میان شرق و غرب است—توصیفی نظامی‌گرایانه که نه تنها در خود منطقه، بلکه در سطح جهانی نیز نگرانی‌هایی ایجاد کرده است. این وضعیت، برخلاف انتظار، باعث نزدیکی بیشتر روسیه و چین نشده، بلکه شکاف‌های موجود میان آن‌ها را عمیق‌تر کرده است.

جای تعجب نیست که کشورهای آسیای مرکزی نگران آینده چنین رقابتی هستند. از یک سو، آن‌ها امیدوارند که ذخایر مواد معدنی کمیاب‌شان بتواند رشد اقتصادی و جایگاه بین‌المللی‌شان را، همان‌گونه که نفت برای کشورهای صادرکننده نفت در گذشته انجام داد، ارتقا دهد. از سوی دیگر، در حالی که این کشورها خواهان همکاری هم‌زمان با شرق و غرب هستند تا سیاست خارجی متوازن و مستقل‌تری داشته باشند، نگران‌اند که این وضعیت در دنیای بی‌ثبات کنونی، منجر به درگیری میان قدرت‌های خارجی در خاک آن‌ها شود.

برخی در شرق و غرب بر این باورند که کشورهای منطقه باید یکی از طرفین را انتخاب کنند، وگرنه با فاجعه مواجه خواهند شد. اما برای بسیاری از نخبگان منطقه، انتخاب یک‌جانبه به‌جای نجات، دری به‌سوی فاجعه است—به‌ویژه به‌دلیل ضعف در نهادهای سیاسی و نظامی و نیز ناکارآمدی در توسعه صنعت عناصر خاکی کمیاب. مشکلات ساختاری کشورهای آسیای مرکزی، از جمله اختلافات مرزی، تهدید گروه‌های اسلام‌گرا، روابط چالش‌برانگیز با افغانستان، کمبود منابع آب و ضعف نهادها، به‌خوبی شناخته شده‌اند.

آروژان میخانووا، پژوهشگر ارشد مرکز ملی تحلیلی آستانه، بررسی جامعی از این شرایط ارائه داده است. او می‌گوید با وجود ذخایر اثبات‌شده قابل توجه، این کشورها نتوانسته‌اند بر چالش‌های مربوط به اکتشاف، استخراج و فرآوری عناصر خاکی کمیاب فائق آیند. به باور او، پیشرفت در این زمینه مستلزم دریافت کمک‌های خارجی گسترده و بازنگری در شیوه‌های فعلی تجارت است.

میخانووا با اشاره به اینکه بیشتر نقشه‌های منابع معدنی این منطقه به دوران شوروی بازمی‌گردد، تأکید می‌کند که نوسازی فرایند اکتشاف و استخراج «گامی آغازین و ضروری» است. برای نمونه، قزاقستان در سال ۱۹۹۰، بیش از مجموع هزینه‌هایی که در فاصله ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۳ برای اکتشاف منابع معدنی صرف کرده، بودجه تخصیص داده بود. بنابراین ممکن است ذخایر واقعی منطقه بسیار بیشتر از آن چیزی باشد که امروز شناخته شده است. همین امر ممکن است قدرت‌های خارجی را به مداخله زودهنگام‌تر وادار کند، تا موقعیت خود را برای آینده تثبیت نمایند—حتی پیش از آنکه کشورهای منطقه آمادگی مقابله با این نفوذ را داشته باشند.

میخانووا همچنین خاطرنشان می‌کند که کشورهای آسیای مرکزی باید به نارسایی‌های نهادی، رژیم‌های مالیاتی ناسازگار، فقدان ابزارهای نظارتی زیست‌محیطی، و چالش‌های فرآوری نیز توجه کنند. با اصلاح این کاستی‌ها، آن‌ها خواهند توانست از منابع معدنی خود نه فقط به‌عنوان صادرکننده مواد خام، بلکه به‌عنوان تولیدکننده ارزش افزوده بهره‌برداری کنند.

عبور از این «میدان مین ژئوپلیتیکی»، چه برای کشورهای منطقه و چه برای قدرت‌های خارجی، آسان نخواهد بود. در فضای به‌شدت متشنج کنونی، با توجه به نقش روزافزون عناصر خاکی کمیاب در اقتصاد جهانی، خطر یک خطای محاسباتی فزاینده است—خطایی که ممکن است به بحرانی بینجامد که هیچ‌کس خواهان آن نیست، اما همه از آن آسیب خواهند دید.

نویسنده: پائول گوبل، کارشناس مسائل آسیای مرکزی

منبع: بنیاد جیمزتاون

آخرین مطالب:

مقالات مشابه:

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *