مقدمه
درک چشمانداز ژئوپلیتیک در آسیای مرکزی پیچیده است و با تلاقی روایتهای تاریخی، فرهنگی و سیاسی مشخص میشود. یکی از جنبشهای ایدئولوژیک مهمی که در این زمینه پدیدار میشود «پانتورانیسم» است، یک ایدئولوژی سیاسی و فرهنگی که از اتحاد مردم ترک در سراسر جغرافیای وسیع، از ترکیه تا آسیای مرکزی حمایت میکند. آسیای مرکزی بهدلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاص، تنوع قومی و فرهنگی و همچنین حضور گسترده اقوام ترکتبار، به یکی از کانونهای اصلی توجه پان تورانیسم تبدیل شده است. نوشتار حاضر به مفهوم پانتورانیسم، پیامدهای ژئوپلیتیکی آن، بازیگران اصلی، اقدامات مهم سیاسی-امنیتی انجام شده در منطقه آسیای مرکزی و پیشبینی پویاییهای آینده آن میپردازد.
مفهومشناسی پانتورانیسم
پانتورانیسم، که اغلب با پانترکیسم یکی در نظر گرفته میشود، به ایدئولوژیای اشاره دارد که ریشه در این عقیده دارد که اقوام ترک از آسیای صغیر تا آسیای شرقی دارای نسب و میراث فرهنگی مشترک هستند. اصطلاح «توران» بهعنوان یک مفهوم تاریخی و اسطورهای، به سرزمینهای خیالی اقوام ترکزبان و آریایی در آسیای میانه و فراتر از آن اشاره دارد. این مفهوم در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم مطرح شد که بیشتر اقوام مسلمان در روسیه تزاری را هدف میگرفت و اساسا بسیاری آن را برنامهای برای تضعیف مسکو میدانستند. پانتورانیسم در هسته خود بر پیوندهای فرهنگی، زبانی و تاریخی تأکید میکند که گروههای مختلف ترک، از جمله اقوام اورالی و مغول در اوراسیا را به هم پیوند میدهد.
این جنبش یک اتحادیه سیاسی را مطرح کرد که نزدیکی قومی و زبانی این گروهها را برجسته میکند. زیربنای این ایدئولوژی اغلب به مفهوم نژاد یا جامعه تورانیِ گسترده است که در سراسر مناطق از کوههای آلتای تا مدیترانه گسترش مییابد و در نتیجه وحدت ژئوپلیتیکی را برای مقابله با هژمونی خارجی ترویج میکند. در این چارچوب، پان تورانیسم تلاش میکند مرزهای سیاسی و جغرافیایی را کنار زده و یک وحدت فرهنگی، زبانی و سیاسی میان این اقوام ایجاد کند.
پانتورانیسم علیرغم نیات خود برای تقویت وحدت و همکاری، عناصر مناقشه برانگیز را نیز در بر میگیرد. این جنبش بهدلیل مبانی شبه علمی خود، به ویژه در مورد نظریه «اورال-آلتایی»، که قومیتهای مختلف را بدون پشتوانه تجربی قوی گروهبندی میکرد، مورد انتقاد قرار گرفته است. با این وجود، پانتورانیسم در شکل دادن به هویت فرهنگی و آرمانهای سیاسی بازیگران دولتی و غیردولتی در آسیای مرکزی تأثیرگذار باقی مانده است.
در آسیای مرکزی، این ایدئولوژی بهویژه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال کشورهای ترکزبان منطقه (ازبکستان، قزاقستان، قرقیزستان و ترکمنستان) برجستهتر شد. پان تورانیسم در این منطقه بهدنبال احیای هویت ترکتبار، تقویت زبان و فرهنگ ترکی و ایجاد یک اتحاد منطقهای بر اساس اشتراکات تاریخی و فرهنگی است. این ایدئولوژی همچنین بهعنوان ابزاری برای مقابله با نفوذ روسیه و چین در منطقه مورد استفاده قرار میگیرد.
ایده ژئوپلیتیک پانتورانیسم
چشمانداز ژئوپلیتیک پانتورانیسم آرمانهایی برای وحدت مبتنی بر واقعیتهای ژئوپلیتیکی را در بر میگیرد. آسیای مرکزی منطقهای غنی از منابع طبیعی است که از نظر استراتژیک بین روسیه، چین و ایران قرار گرفته است که لایهای از پیچیدگی را به دیدگاه پانتورانیستی اضافه میکند. ایده ژئوپلیتیک پانتورانیسم نهتنها همبستگی فرهنگی مردم ترک، بلکه مانور سیاسی مورد نیاز برای دستیابی به خودمختاری و توسعه در چارچوب جهانیشدن را ترویج میکند.
طرفداران پانتورانیسم چارچوبی را برای همکاری در نظر میگیرند که از مرزهای ملی فراتر میرود و ارتباط در حوزههای تجارت، انرژی و فرهنگ را تسهیل میکند. این مفهوم در مقابل پسزمینه قدرتهای هژمونیک مانند روسیه و چین قرار دارد که از لحاظ تاریخی بر کشورهای آسیای مرکزی نفوذ داشتهاند. برای نمونه، میل به تحکیم مردمان ترک در یک اتحاد منسجم میتواند بهعنوان یک استراتژی برای مقابله با نفوذ روسیه در نظر گرفته شود، که اغلب به دنبال سرکوب هر شکلی از هویت منطقهای است که اقتدار مسکو را تهدید میکند.
از نظر عملی، این ایده ژئوپلیتیکی در ابتکارات مختلفی با هدف یکپارچگی سیاسی بین کشورهای بهاصطلاح ترک تجلی یافته است. تشکیلات برجستهای مانند شورای همکاری کشورهای ترک که در سال 2021 به سازمان دولتهای ترک تبدیل شد، این آرزو را تجسم میبخشد و بستری رسمی برای گفتگو و همکاری بین کشورهای عضو از جمله ترکیه، جمهوری آذربایجان، قزاقستان، ازبکستان و قرقیزستان ایجاد میکند. این نهاد نهتنها نماد یک ارتباط فرهنگی است، بلکه به دنبال ایجاد یک بلوک سیاسی و اقتصادی با محوریت هویت ترکی است و در نهایت به دنبال تقویت صدای جمعی آنچیزی که مردم ترک نامیده میشوند در عرصه بینالمللی است.
بازیگران اصلی پانتورانیسم
چشمانداز پانتورانیسم در آسیای مرکزی توسط بازیگران مختلفی از جمله نهادهای دولتی، جنبشهای سیاسی، سازمانهای فرهنگی و روشنفکران مشخص میشود. در خط مقدم ترکیه قرار دارد که خود را در جایگاه رهبری جهان ترک قرار میدهد و از اهمیت تاریخی، فرهنگی و زبانی خود برای دفاع از وحدت میان مردمان ترک در راستای پیشبرد اهدافش استفاده میکند. ناسیونالیسم ترکی و حزب حاکم عدالت و توسعه پانتورانیسم را بهعنوان عنصر مهمی در سیاست خارجی به کار گرفتهاند و از قدرت نرم خود برای تقویت روابط با کشورهای آسیای مرکزی استفاده میکنند. آنکارا از طریق نهادهایی مانند بنیاد یونس امره، بنیاد معارف و آژانس همکاری و هماهنگی ترکیه، به ترویج فرهنگ و زبان ترکی در آسیای مرکزی میپردازد. همچنین، ترکیه تلاش میکند تا از طریق تقویت روابط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی با کشورهای ترکزبان منطقه، نفوذ خود را گسترش دهد. دولت ترکیه از ابزارهای مختلف قدرت نرم از جمله دیپلماسی فرهنگی، سرمایهگذاریهای اقتصادی و ابتکارات آموزشی با هدف تقویت روابط با کشورهای آسیای مرکزی استفاده میکند. طرحهای حمایت از زبان و فرهنگ ترکی در مؤسسات آموزشی، بورسیههای تحصیلی برای دانشآموزان و دانشجویان آسیای مرکزی، و همچنین دیپلماسی مبتنی بر دین از طریق مرجع مذهبی ترکیه (دیانت)، بخشی از چارچوب گستردهتری است که ترکیه برای تقویت نفوذ خود به کار میگیرد.
دیگر بازیگران مهم شامل دولتهای منطقهای کشورهای آسیای مرکزی هستند، که در عین به رسمیت شناختن قرابتهای فرهنگی و قومی با همتایان ترک خود، اغلب تعادل ظریفی را بین تقویت این ارتباطات و مدیریت منافع ملی خود در برابر قدرتهای رقیب دنبال میکنند. برای مثال، قزاقستان و ازبکستان بهعنوان دو قدرت اصلی منطقه، از طریق همکاری با ترکیه و سایر کشورهای ترکزبان، بهدنبال تقویت هویت ترکی و ایجاد یک اتحاد منطقهای هستند. با این حال، این کشورها بهدلیل نگرانی از نفوذ بیشازحد ترکیه و همچنین رقابتهای داخلی، رویکرد محتاطانهای نسبت به پانتورانیسم دارند.
بازیگران غیردولتی و جنبشهای ملیگرا نیز به گفتمان پانتورانیستی کمک میکنند و احیای فرهنگی و وحدت را در میان جمعیتهای ترکزبان ترویج میکنند. سازمانهایی مانند اتحادیه جوانان جهان ترک، سازمان بینالمللی فرهنگ ترک و جوامع مختلف فرهنگی با هدف ایجاد حس هویت مشترک در میان جوانان منطقه، از طریق جشنوارههای فرهنگی، برنامههای آموزشی و پلتفرمهای آنلاین مشارکت میکنند. همچنین نخبگان فکری و فرهنگی در آسیای مرکزی و ترکیه نیز نقش مهمی در ترویج پان تورانیسم دارند. نویسندگان، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی از طریق انتشار کتابها، مقالات و برنامههای آموزشی، به ترویج این ایدئولوژی میپردازند.
اقدامات سیاسی-امنیتی مرتبط با پانتورانیسم در آسیای مرکزی
اقدامات سیاسی-امنیتی با انگیزه پانتورانیسم در دو بعد همکاری و منازعه آشکار میشود. علاوه بر ابتکارات فرهنگی با هدف تقویت یکپارچگی، این اقدامات اغلب دارای پیامدهای امنیتی قابل توجهی است، بهویژه در مورد ثبات منطقهای. برای نمونه، تلاشها برای تقویت همکاری از طریق سازمانهایی مانند سازمان دولتهای ترک با تمرینهای نظامی مشترک و رایزنیهای امنیتی برای رسیدگی به تهدیدات مشترک، از جمله تروریسم و بیثباتی منطقهای همراه است. نمونهای از اقدامات مهم سیاسی-امنیتی مرتبط با پانتورانیسم، حمایت نظامی ترکیه از جمهوری آذربایجان در جریان مناقشه قره باغ کوهستانی 2020 علیه ارمنستان است. این درگیری نمادی از تعامل بین اتحاد قومی و رقابت ژئوپلیتیکی بود، جایی که حمایت ترکیه از جمهوری آذربایجان بهعنوان بخشی از یک برنامه پانتورانیستی گسترده تلقی میشد. در این زمینه، پانتورانیسم برای تقویت همبستگی میان ملتهای ترکزبان در برابر تهدیدات درک شده از سوی دولتهای غیرترک مورد استناد قرار گرفت. برخی کشورهای آسیای مرکزی نیز همواره از باکو حمایت کردهاند و با اینکه قرقیزستان و قزاقستان به همراه ارمنستان عضوی از پیمان امنیت جمعی هستند، همواره از کمک به ایروان امتناع کردهاند.
اما این اقدامات خالی از خطر نیستند. نگرانیهای روسیه و چین در مورد پانتورانیسم میتواند به اقدامات تقابلی منجر شود که هدف آن مهار این نفوذ در حوزه منافع آنان است. زمینه تاریخی سیاستهای امپراتوری روسیه در آسیای مرکزی ترکیب ناپایدار ناسیونالیسم، هویت قومی، و مانورهای ژئوپلیتیکی را نشان میدهد که منجر به گفتمان منطقهای همراه با احتیاط میشود.
چشمانداز آینده پانتورانیسم در آسیای مرکزی
با وجود تمام مسائل ذکر شده، آینده پانتورانیسم در آسیای مرکزی همچنان نامشخص باقی میماند و توسط پویاییهای بینالمللی و تحولات داخلی در داخل کشورهای ترکزبان شکل میگیرد. مسیر آن به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله شرایط ژئوپلیتیکی، سیاستهای ترکیه، و موقعیت کشورهای آسیای مرکزی به سمت یکپارچگی منطقهای درحالیکه روابط پیچیده با همسایگان قدرتمند را دنبال میکند. همانطور که پویاییهای منطقهای به تکامل خود ادامه میدهند، ابتکاراتی با هدف پذیرش پانتورانیسم اگر به طور موثر در چارچوب گستردهتر همکاری و توسعه منطقهای تنظیم شوند، میتوانند تقویت شوند. پتانسیل افزایش همکاریهای اقتصادی، سرمایهگذاری در زیرساختها و فعالیتهای آموزشی مشترک میتواند جان تازهای به روایت پانتورانیستی و اهداف آن بدهد.
با این حال، ایدئولوژی پانتورانیسم بهعنوان یک نیروی ژئوپلیتیکی منسجم احتمالاً با موانعی روبرو خواهد شد. تعاریف خاص هر کشور از هویت ملی-محلی خود و رقابتهای داخلی مانند رقابت میان قزاقستان و ازبکستان، درگیریهای تاریخی، و افزایش نفوذ قدرتهای دیگر مانند چین و روسیه میتواند مانع ادغام معنادار در منطقه شود. همچنین تنوع قومی و فرهنگی در آسیای مرکزی به حدی است که بهسادگی نمیتوان تمام آنها را ذیل یک ایدئولوژی ترکگرا گرد هم آورد.
پایداری پانتورانیسم در آسیای مرکزی با پارادایمهای گستردهتر روابط قدرت جهانی، مستلزم تعاملات عملگرایانه و به رسمیت شناختن هویتهای چندگانهای است که در داخل منطقه وجود دارند. همانطور که چشمانداز ژئوپلیتیکی تغییر میکند، آرمانهایی که تحت لوای پانتورانیسم جمع میشوند نیز ممکن است، یا پیوندهای عمیقتر بین دولتهای ترک را تقویت کنند و یا در گفتمانهای ملی-محلی که براساس امنیت و هویت هدایت میشوند، فروکش کنند.
در یک سناریوی واقعبینانه، پانتورانیسم بهعنوان یک ایدئولوژی در آسیای مرکزی حضور خواهد داشت، اما به احتمال زیاد به یک جنبش سیاسی قدرتمند تبدیل نخواهد شد. کشورهای آسیای مرکزی به دنبال حفظ موازنه در روابط خود با ترکیه، روسیه و چین خواهند بود و سعی خواهند کرد از ابزار پانتورانیسم برای پیشبرد منافع ملی خود استفاده کنند.