مقدمه
آسیای مرکزی منطقهای استراتژیک میان روسیه و چین همراه با منابع عظیم انرژی، اقتصادهای رو به رشد و چشمانداز امنیتی پیچیده، در طی سالهای گذشته همواره نقطه کانون رقابت قدرتهای جهانی و منطقهای بوده است و در سالهای اخیر، تحولات سیاسی و اقتصادی در کشورهای آسیای مرکزی، شامل قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان، توجه ایالات متحده به عنوان یکی از بازیگران مهم در عرصه بینالملل به دلایلی همچون رقابت ژئوپلیتیکی، نگرانیهای امنیتی، منابع انرژی و افزایش نفوذ چین و روسیه در این منطقه را به خود جلب کرده است. از نظر ژئوپلیتیک، آسیای مرکزی در وهله اول تحت سلطه روسیه است که روابط دوجانبه بسیار مهمی در حوزه سیاسی-نظامی و همچنین در زمینههای امنیتی با کشورهای آسیای مرکزی دارد. روسیه علاوه بر روابط دوجانبه با کشورهای آسیای مرکزی، در حوزه ژئوپلیتیک نیز با تکیه بر پلتفرم هایی مانند سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) (با مشارکت قزاقستان، تاجیکستان و قرقیزستان) و سازمان همکاری شانگهای (SCO) نفوذ قابل توجهی در آسیای مرکزی دارد.
تحولات سالهای گذشته اعم از به قدرت رسیدن طالبان و جنگ اوکراین کشورهای آسیای مرکزی را با چالشهای بسیاری در جهت اتخاذ رویکردهای متناسب مواجه کرده است. از یک سو خروج ایالات متحده از افغانستان و افزایش تهدیدات امنیتی با منشا افغانستان این کشورها را مجبور به پرکردن خلا امنیتی ایجاد شده با استفاده از پلتفرمهایی همچون سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) و سازمان همکاری شانگهای (SCO) و نزدیک شدن به روسیه کرده است که خوشایند آمریکا نیست و از سوی دیگر جنگ اوکراین و به تبع آن تحریمهای گسترده روسیه توسط ایالات متحده و غرب و نگرانی کشورهای آسیای مرکزی از تحریمهای ثانویه، منجر به محدودیت تعاملات اقتصادی این جمهوریها با مسکو و در نتیجه کاهش قابل توجه حضور روسیه در معادلات اقتصادی آسیای مرکزی شده است که نارضایتی کرملین را به همراه داشته است.
«آسیای مرکزی دور از روسیه» یکی از اصلیترین سیاست های ایالات متحده در سالهای گذشته بوده است، هرچند که به عقیده تحلیلگران خروج ایالات متحده از افغانستان، تا حدود زیادی ابتکار عمل آمریکا در آسیای مرکزی را با محدودیت مواجه ساخته است و مانعی جدی بر سر راه پروژه ادغام اقتصادی آسیای مرکزی و جنوبی توسط آمریکا است. طبق این استراتژی، ایالات متحده در آسیای مرکزی ابتدا با اتخاذ سیاستهایی در حوزهای سیاسی، امنیتی و اقتصادی، مانع به ثمر نشستن تلاشهای کرملین برای ادغام در آسیای مرکزی خواهد شد و نیز بدنبال محدود کردن نفوذ روسیه در این کشورها خواهد بود. از دیگر ابزارهای آمریکا برای محدود کردن ارتباط آسیای مرکزی و روسیه، میتوان به گسترش مسیرهای ترانزیتی جایگزین پروژههای اجرا شده توسط روسیه و چین، ارتقای کارایی کریدورهای لجستیکی دریایی و ریلی کلیدی در منطقه، بهبود زیرساختهای مسیرهای تجاری ترانس خزر، و نیز حمایت مضاعف از بخش خصوصی در آسیای مرکزی اشاره کرد.
رویکرد احتمالی ایالات متحده در روابط با کشورهای آسیای مرکزی
قزاقستان
در حال حاضر، ایالات متحده دومین سرمایهگذار خارجی در قزاقستان است. طبق آمار رسمی بانک مرکزی این کشور در ژانویه 2023، سرمایهگذاری ایالات متحده در قزاقستان از 43.83 میلیارد دلار فراتر رفته است که نزدیک به 15 درصد از کل سرمایهگذاری مستقیم خارجی را تشکیل می دهد و تقریباً 600 شرکت آمریکایی در این کشور فعالیت میکنند. در این راستا، آمریکا به دنبال ایجاد موازنه قدرت جدید در منطقه است و قزاقستان یکی از شرکای کلیدی برای ایالات متحده خواهد بود. علیرغم گسترش سیاست های آمریکا در جهت توسعه همکاریهای چندجانبه با سایر کشورهای آسیای مرکزی، ایالات متحده به دلیل ویژگی های منحصر بفرد قزاقستان اعم هم مرز بودن با روسیه و چین، غنی بودن از لحاظ منابع زیرزمینی و معدنی و وضعیت استراتژیک در کریدورهای ترانزیتی، همچنان بالاترین اولویت سیاست ایالات متحده در آسیای مرکزی، رویکرد دوجانبه تری را اتخاذ کرده است.
دیپلماسی آمریکا در قبال قزاقستان سیاست چماق و هویج است. از یک سو، ایالات متحده فشار زیادی بر قزاقستان وارد میکند تا از مشارکت مسکو و شرکتهای روسی در روند خصوصیسازی در این جمهوری جلوگیری کند و بارها تهدید به تحریمهای ثانویه و مسدود کردن داراییهای قزاقستان از سمت این کشور در حال استفاده است. (در سال 2017، شعبه بریتانیایی یک بانک آمریکایی به طور موقت بخشی از دارایی های صندوق ملی قزاقستان را مسدود کرده است). از سوی دیگر، ایالات متحده همواره از روند فعلی اصلاحات سیاسی و اجتماعی قزاقستان حمایت کرده است و طی سالهای گذشته سعی در پررنگتر کردن نقش این کشور در آسیای مرکزی داشته است. قزاقستان بهعنوان توسعهیافتهترین کشور از نظر اقتصادی در آسیای مرکزی، احتمالاً اولویت اصلی واشنگتن در سیاست آسیای مرکزی خواهد بود. پتانسیل اقتصادی رو به رشد و موقعیت آن به عنوان یک مرکز ترانزیتی برای تجارت بین اتحادیه اروپا و چین به شکلگیری نقشه لجستیکی جدید اوراسیا کمک خواهد کرد. در عین حال، سرمایهگذاری قزاقستان را میتوان به شدت افزایش داد و خود به شریک مهمی برای تجارت آمریکایی تبدیل خواهد شد. با توجه به این شرایط، واشنگتن از طرحهای انتقال نفت و گاز از طریق دریای خزر و آذربایجان حمایت خواهد کرد.
به نظر می رسد وظیفه اصلی ایالات متحده در قزاقستان ممکن است تأثیرگذاری بر مواضع سیاست خارجی آستانه، به ویژه در زمینه گسترش مشارکت در پروژههای ادغام مشترک با روسیه و چین باشد. با درک اهمیتی که قزاقستان برای روسیه دارد، ایالات متحده عمدتاً با استفاده از روش های آزمایش شده و اثبات شده موثر استفاده از مکانیسمهای اقتصادی و همچنین ایجاد قالبهای خلاقانهتر همکاری که برای تقویت نفوذ واشنگتن طراحی شده است، یک «حمله» علیه این کشور انجام خواهد داد.
ترکمنستان
ترکمنستان برخلاف سیاست خارجی خود در سالهای پس از استقلال، در چند سال گذشته و بخصوص پس از جنگ اوکراین و روسیه، مسیر متفاوتی را در خصوص روابط خود با آمریکا در پیش گرفته است و شاهد گسترش روابط بین دو کشور در حوزههای مختلف بوده ایم. ایالات متحده در تلاش است تا ترکمنستان را از فرصت بوجود آمده تحریم گاز روسیه متنفع سازد و عشق آباد را بهعنوان کشوری با ذخائر گازی غنی جایگزین مسکو کند. در مقابل ترکمنستان امیدوار است با نزدیک شدن به ایالات متحده بتواند در حوزه صادرات انرژی وضعیت خود را بهبود ببخشد و بدنبال این است تا بتواند پروژه تاپی را با همکاری بانک توسعه آسیایی که ایالات متحده یکی از سهامداران اصلی آن است به سرانجام برساند. در کنار نکات پیش گفته، قرار گرفتن ترکمستان در بخش مهمی از کریدور بینالمللی شمال-جنوب همکاریهای گازی با چین و نیز و مرزهای گستردهای با ایران و نیز همکاری در دریای خزر بخصوص در جهت رهگیری محمولههای ارسالی بین ایران و روسیه نیز از دیگر دلایل اهمیت داشتن ترکمنستان برای ایالات متحده است.
ازبکستان
ازبکستان که اغلب تحلیلگران این کشور را هسته اصلی ائتلافهای آینده منطقه میدانند، شریک مهم ایالات متحده در منطقه آسیای مرکزی است. ازبکستان بیشترین جمعیت را در آسیای مرکزی دارد و برخلاف قزاقستان، عضو سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) یا اتحادیه اقتصادی اوراسیا (EAEU) نیست و با چین و روسیه نیز هم مرز نیست که به واشنگتن برای اتخاذ سیاستهای خود آزادی عمل بیشتری میدهد.
پس از مرگ کریماف، با روی کار آمدن میرضیایف شاهد افزایش همکاریها بین ازبکستان و آمریکا بودیم. میرضیایف در سپتامبر 2017 برای شرکت در هفتاد و دومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به آمریکا سفر کرد و در آنجا با رئیسجمهور وقت آمریکا و همچنین با مدیران تعدادی از شرکتهای بزرگ آمریکایی دیدار کرد که این جلسات منجر به توافقاتی در مورد سرمایهگذاری ایالات متحده در اقتصاد ازبکستان به مبلغ 2.6 میلیارد دلار شد که گامی بزرگ در بهبود روابط دو کشور بود. یکسال بعد و در سال 2018 نیز در سفر رسمی میرضیایف به واشنگتن، در نتیجه مذاکرات وی با ترامپ، توافقنامههای متعددی با هدف توسعه روابط دو کشور در زمینههای مختلف امضا شد که از جمله آنها یک برنامه پنج ساله برای افزایش همکاریها نظامی بود که پس از آن تعداد مانورهای نظامی مشترک بین ازبکستان و ایالات متحده به طور چشمگیری افزایش یافته است. در ژانویه 2019، سربازان نیروهای ویژه وزارت دفاع ازبکستان به دعوت طرف آمریکایی در رزمایش مشترک در پایگاه نظامی کمپ شلبی (ایالت میسیسیپی) شرکت کردند. در 10 سپتامبر همان سال، خلبانان آمریکایی و ازبک تمرینات مشترکی را در پادگان چیرچیق در نزدیکی تاشکند انجام دادند. با آغاز فعالیت دولت جدید در ایالات متحده با توجه به سابقه تعاملات دو کشور در دولت اول ترامپ، تداوم همکاریهای نظامی و افزایش حضور اقتصادی آمریکا در ازبکستان بسیار محتمل خواهد بود.
قرقیزستان
قرقیزستان به طور سنتی رژیم لیبرالتری نسبت به سایر کشورهای آسیای مرکزی دارد که شرایط این جمهوری را برای ایالات متحده جذاب میکند. اما این موضوع به هیچ عنوان به معنای مساعد بودن شرایط برای توسعه همکاریها نیست چرا که در فضای پس از جنگ اوکراین، بیشکک به اصلیترین درگاه مسکو در آسیای مرکزی برای دور زدن تحریمهای غرب تبدیل شده است و علیرغم اینکه قرقیزستان همواره اتهامات در خصوص دور زدن تحریمهای غرب علیه روسیه را رد کرده است، اما ایالات متحده قرقیزستان را عاملی اثرگذار برای تضعیف شبکهی تحریمی ایجاد شده علیه روسیه میداند. بگونهای که طبق آمارها بعد از جنگ اوکراین شاهد رشد ۲۵۰ درصدی صادرات قرقیزستان به روسیه بودهایم و بطور مثال در حوزه قطعات الکترونیکی که در صنایع نظامی کاربرد بسیاری دارند، شاهد افزایش خیرهکنندهی صادرات (رشد۱۷۰۰ درصدی در مقایسه با سال گذشته) از لهستان به قرقیزستان بوده ایم که نشان از تبدیل شدن قرقیزستان به نقطهای استراتژیک، برای دور زدن تحریم میباشد که در صورت تداوم این رویکرد و اتخاذ سیاستهای تنبیهی از جانب امریکا، شاهد اثر منفی بر اقتصاد قرقیزستان خواهیم بود..
قرقیزستان در حال حاضر برای برقراری موازنه بین روسیه و آمریکا شرایط دشواری را تجربه میکند. از یک سو تجارت چند میلیارد دلاری با روسیه، حضور نزدیک به یک میلیون کارگر مهاجر و همکاریهای امنیتی در چارچوب سازمان امنیت دستهجمعی مانع از فاصله گرفتن از روسیه میشود و از سوی دیگر دولت ترامپ (با پیش فرض عدم لغو تحریم های روسیه) با توجه به عملکرد دوره اول او اجازه تضعیف ساختار تحریمهای اعمالی این کشور را نخواهد داد و ممکن است استنکاف قرقیزستان از پایبندی به تحریمهای روسیه با فشارهایی در سطوح سیاسی و اجتماعی در جهت زمینهسازی انقلاب های رنگی یا جانبداری از تاجیکستان در تنشهای مرزی پاسخ داده شود.
تاجیکستان
سیاست آمریکا در قبال تاجیکستان در سال 2021 و بعد از خروج نیروهای نظامی از افغانستان دستخوش تغییراتی شد. تاجیکستان در مورد روی کار آمدن طالبان در افغانستان موضع کاملا متفاوتی با همسایگان خود اتخاذ کرده است. اعتقاد بر این است که تاجیکستان در ابتدا به جبهه مقاومت ملی افغانستان کمک میکرد و از آن زمان دو طرف همکاری نظامی را به میزان قابل توجهی افزایش دادهاند. در طی سالهای گذشته آمریکاییها با برقراری روابط نزدیک با مقامات دولت رحمان، علیرغم اینکه تاکنون موفق به ایجاد پایگاه نظامی در تاجیکستان نشدهاند اما شبکه سیاسی-اطلاعاتی آنها در تاجیکستان گسترده شده است و این به معنای نفوذ به تاجیکستان بدون حساس کردن شرکای منطقه ای تاجیکها یعنی روسیه و ایران است. تاجیکستان بیش از ۱۴۰۰ کیلومتر مرز مشترک با افغانستان دارد و از لحاظ ترکیب قومی و مذهبی اشتراکات زیادی با این کشور دارد. بنابراین آمریکا برای تداوم کنترل و نقش آفرینی در تحولات افغانستان در درجه اول به تاجیکستان نیازمند است و بر همین اساس احتمالا در دولت ترامپ شاهد گسترش همکاریهای امنیتی و نظامی بین دوشنبه و واشنگتن خواهیم بود.
جمعبندی
آسیای مرکزی، منطقهای غنی از منابع طبیعی و موقعیت استراتژیک بین قدرتهای بزرگی مانند روسیه، چین ، فرصتها و چالشهایی را برای منافع ایالات متحده ایجاد میکند. ذخایر بزرگ منابع طبیعی، ظرفیتهای عظیم در حوزه اقتصادی، ضعف نهادهای سیاسی، پتانسیل بالا درگیریهای مرزی و قومی، فرصتها و چالشهایی هستند که شرایط را برای نقش آفرینی بازیگران منطقهای و فرا منطقه ای از جمله ایالات متحده پیچیده میکند. به احتمال زیاد ایالات متحده سیاست فعلی خود مبنی بر افزایش تدریجی نفوذ خود بدون گام های ناگهانی و با تمرکز بر برنامههای میانمدت را ادامه خواهد داد. تهدیدهای ایالات در خصوص اعمال تحریمهای ثانویه برای کشورهای آسیای مرکزی به احتمال بسیار زیاد صرفا در جهت کاهش میزان مبادلات اقتصادی با روسیه است و با توجه به آسیب بالای این تحریم برای اقتصادهای شکننده آسیای مرکزی هیچگاه عملی نخواهد شد.
از دیگر اقدامات احتمالی آمریکا در آسیای مرکزی میتوان به تضعیف و مقابله با هرگونه فرآیندی که ادغام مجدد با نقش رهبری روسیه در آسیای مرکزی، با فرمول تضمین استقلال و تقویت حاکمیت کشورهای آسیای مرکزی اشاره کرد. هدف استراتژی فوقالذکر ایالات متحده در آسیای مرکزی، حمایت و تقویت حاکمیت و استقلال کشورهای آسیای مرکزی، به صورت منفرد و یا منطقه ای است و ضمانت اجرای آن برای کشورهای آسیای مرکزی، مشارکت و همکاری مستمر با ایالات متحده در زمینه های اقتصادی، انرژی، امنیتی می باشد.
بطور کلی و با توجه به شرایط موجود سه استراتژی سیاست خارجی ایالات متحده در آسیای مرکزی را می توان به صورت زیر تعریف کرد:
1.حوزه ژئوپلیتیکی که در آن فعالیت ها و تلاش در زمینه گسترش همکاریهای سیاسی نظامی و تسلیحاتی به بهانههایی همچون مقابله با تهدیدات تروریسم در اولویت خواهد بود (مشابه آنچه اکنون در تاجیکستان و ترکمنستان در حال اجراست)؛
2.حوزه اقتصادی با افزایش چشمگیر سرمایهگذاری با هدف کنترل حداکثری بر منابع انرژی آسیای مرکزی و کاهش حضور روسیه، با اولویت کشور قزاقستان به دلیل ذخایر فراوان گاز طبیعی، نفت و اورانیوم؛
3.حوزه سیاسی-ایدئولوژیکی با پیادهسازی برنامه بلندمدت ایالات متحده برای «دموکراتیزه کردن» کشورهای آسیای مرکزی با استاندارهای غربی به عنوان یک پلتفرم نفوذ سیاسی.